کار درمانی
بین زبان گفتاری و زبان اشاره شباهت چشمگیری وجود دارد که از جذابیت خاصی برخوردار است و علت آن است که بررسی زبان اشاره نیز یافته های پژوهشی درباره ی زبان و نیمکره های مغز را تایید می کند. نواحی اصلی زبان یعنی ناحیه بروکا و ناحیه ورنیکه در نیمکره چپ مغز قرار دارند. از سوی دیگر نیمکره راست مغز وظایف مربوط به ابعد فضایی مانند شناسایی چهره و وظایف دیداری-ساختی مانند تصویر برداری ذهنی از طرحها و الگوها را به عهده دارد. با در نظر گرفتن نیمکره چپ برای زبان و نیمکره راست برای ابعاد فضایی ممکن است به نظر برسد که نیمکره راست در تولید و درک زبان نوشتاری دخالت بیشتری دارد، زیرا علامت دهی پدیده ای با ابعد فضایی می باشد. اما شواهد محکمی که از مطالعه زبان پریشیهای زبان اشاره ای به دست آمده نشان می دهد که چنین نیست. کاربران بومی زبان اشاره ای آمریکایی که به صدماتی مانند سکته مغزی در نیمکره چپ دچار می شوند، اختلالاتی در علامت دهی شان به وجود می آید که مشابه اختلالات ناشی از زبان پریشی بروکا و زبان پریشی ورنیکه است. علائم کاربران زبان اشاره که به زبان پریشی بروکا مبتلا می شوند، عمدتا در برگیرنده ی صوتهای تصریف نشده است و آنان توانایی چندانی در به کارپیری فضا علامت دهی به عنوان یک چهارچوب دستوری برای اشاره به افعال یا اشخاص ، نمود یا تغییرات تصریفی ندارند. علائم آنان نیز مانند زبان پریشی بروکا در زبان گفتاری ناقص و شکسته بسته می باشد. اگر از این فبیل بیماران خواسته شود تا نام چیزی را ببرند ، ممکن است از یک علامت درست استفاده کنند یا یک علامت را که معنای تصریف نشده ساده ای دارد، با موفقیت علامت دهی کنند، اما قادر به استفاده از علامتی شبیه به آن برای اشاره به یک نقش دستوری مانند مفعول مستقیم نیستند. یکی از بیماران می توانست بدرستی با حرکت دادن دست به سمت بدنش قبول کردن را علامت دهی کند، اما قادر نبود علامتی مشابه آن را بای سرزنشم کن به کار ببرد. این بدان معناست که ناتوانی در به کار بردن علامت درست از مشکل حرکتی ناشی نمی شود، بلکه به در دسترس نبودن کامل دستور زبان بر می گردد.